تبليغاتX
یار همراه
اللّهمّ عجّل لوليك الفرج
من خدایی دارم که مرا یاور اوست

من خدای خویش را بیکران دارم دوست

+ نوشته شده در  88/09/06ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

سلام

یه چند وقتیه که:

روز ها فکر من این است و همه شب سخنم...............که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود................................به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

 

به قول رفیق گرمابه و گلستونم:

دریاب...

+ نوشته شده در  88/07/10ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

یا علی! این روز ها قلبمان شکسته

آن قدر تشخیص حق و باطل سخت شده که خواص هم خطا می کنند. انگار واقعا آخر الزمان است. آری!

الحق که آخر الزمان است. مگر نه اینکه معصوم فرمود در آخر الزمان عوام از خواص در یافتن حق موفق ترند؟!

یا علی! به یاد آن روز که خوارج به دنبال حق بودند اما جهلشان آن ها را هر روز از تو دور تر می نمود. صفینیان و جملیان آگاهانه با تو دشمن بودند. در حالی که می دانستند حق مطلق توئی. اما امان از جاهلان زمان. همانان که به دنبال حقیقتند اما جهلشان قلب آنان را خاموش کرده و به حقیقت نمی رسند. چنین بود که تو فرمودی: بعد از من با آنان نجنگید که آنان دنبال حقیقتند و جهلشان آن ها را گمراه نموده است. آنان که می پنداشتند می فهمند اما نمی فهمیدند. آنان که از همه بیشتر قلب تو را شکستند. آنان که روزی در کنار تو و پیامبرت شمشیر می زدند و روزی زیر پرچمت. اما مکر صفینیان اولین نقطه ی گمراهیشان شد و در آخر هم همانان دنیا را از وجود تو محروم کردند. همانان که وقتی نهروان تمام شد با اندوه تمام در وصفشان فرمودی : چشم فتنه را در آوردم.

یا علی! تاریخ چه شفاف تکرار می شود و چه کسانی را به همین سرنوشت دچار می کند! کسانی که شاید روزی در صدر اسلام تصور نمی شد که ممکن است گمراه شوند . کسانی که مردم فکرش را نمی کردند که روزی روح الله آنان را با دلب پر خون از دخالت در سیاست منع کند(که البته توصیه ی آن پیر هم کارگر نیفتاد) کسانی که روزی دستان انقلاب بودند امروز اینگونه به سرنوشت صفینیان و جملین و نهروانیان دچار شوند.

امروز جملیان یا همان مکنت طلبان با صفینیان مکار و نهروانیان جاهل همگی بار دیگر خود می نمایانند و مردم بیچاره هم که هر کدام مجذوب یک دسته

یا صاحب الزمان! تا کی ؟

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی . دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

+ نوشته شده در  88/06/23ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

سلام

هوا گرم است. گرم گرم. کافی است گرما را لمس کنیم. سردی از ماست. هر آنکس سردی را به نحوی معنا می کند. اما سردی از خود وجودی ندارد. سردی نبود گرما در وجود ماست. سردی دل از نفوذ نا پذبری است. از عدم ورود گرماست. صبح نزدیک است. سپیده درخشید. طلوع نزدیک است.
ماه مبارک رمضان مبارک
گرم گرم باشید.

+ نوشته شده در  88/05/31ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

سلام

لازمه بیشتر توضیح بدم

بحار الانوار از معتبر ترین مراجع حدیث میباشد. جعل حدیث به نام بحار الانوار کار بسیار نا پسند و موجب عقوبت الهی است. در زمان انتخابات شاهد بودیم افرادی با قصد شر به این عمل دست زدند اما کسانی که واقعا اهل تحقیق و عمیق نگری بودند با مراجعه به منبع مذکور و پیدا نکردن آن حدیث به دروغ بودن آن پی بردند. اما حدیث نقل شده در مطلب قبلی از بحار الانوار می باشد و کسانی که شک در این زمینه دارند می توانند با مراجعه به این اثر گرانقدر صحت آن را بررسی نمایند.

در کورد تواتر هم بهتره بیشتر توضیح بدم.

تواتر در حدیث یعنی نقل حدیث از چندین شاخه ی معتبر. مانند حدیث غدیر و سلسله الذهب

در احادیث متواتر هیچ شکی وجود ندارد و این احادیث قطعا صحیح است اما برای یافتن صحت حدیث لازم نیست. علم حدیث برای خود یک علم گسترده است و نیاز به سال ها تحقیق و بررسی دارد. این کار توسط متخصصان این فن صورت می گیرد و نتیجه ی آن در اختیار بقیه قرار می گیرد. برای یافتن صحت یک حدیث کافی است آن حدیث از یک رشته و سلسله ی معتبر نقل شود تا آن حدیث صحیح تلقی گردد. علم رجال شناخت راویان حدیث در آن سلسله می باشد. باید توجه داشت که اگر در سلسله ی نقل یک حدیث تشکیکی وجود نداشته باشد آن حدیث مورد قبول و استناد می باشد.

البته باز هم عرض می کنم که این شروط مربوط به احادیثی است که از آن احکام گرفته می شود.

+ نوشته شده در  88/05/20ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

سلام (که نام خداست)

احادیثی که در فصل قبلی بیان کردم نمونه ای از نشانه های آخر الزمان بود اما از نشانه های قطعی ظهور ان شاالله در آینده ای نزدیک صحبت خواهیم کرد.

اما در مورد تواتر حدیث باید به نکاتی چند اشاره کنم:

۱- تواتر مربوط به احادیثی است که از آن برداشت فقهی می شود و چه بسا احادیثی که از آن برداشت فقهی می شود اما متواتر نیست. تواتر حدیث بدان معناست که تعداد راویانش از یک حد مشخص بالا تر باشد که احادیث کمی این خصوصیت را دارد.

۲- احادیثی که جنبه ی پیش بینی دارد نیازی به تواتر ندارد و هنگامی که اتفاق افتاد خود نشانگر آن است که این حدیث صحت داشته و مربوط به معصوم می باشد.

۳- راه های تشخیص حدیث صحیح به چند دسته تقسیم می شود که تواتر یکی از روش های آن است و راه های دیگری مثل بررسی راویان حدیث که به علم رجال معروف است و هم چنین بررسی قوام سخن که آیا می تواند مربوط به معصوم باشد یا خیر . این کار مربوط به متخصص این فن می باشد. همانگونه که یک فقیه نمیتواند ادعا کند به اندازه ی یک معمار در مسائل معماری صاحب نظر است من هم نمی توانم ادعا کنم که به اندازه ی یک متخصص علم رجال ادعای فهم مسائل اینچنینی را دارم.

به هر حال تمامی احادیث مذکور منقول از متخصصان این رشته همچون علامه مجلسی بوده و مصادیق آن نیز با توجه به امام مخفی هر انسان قابل درک است. عقل هر شخص امام اوست و نمی توان از هیچ کس انتظار داشت که حرفی را بدون عقل و منطق بپذیرد.

امیدوارم از مطالعه ی این متن خسته نشده باشید.

دعا رو فراموش نکنیم

اللهم عجل لولیک الفرج

و تلاش برای زمینه سازی ظهور (آماده شدن برای سربازی ایشان)

و در پناه دوست

+ نوشته شده در  88/05/19ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

سلام

دوست عزیزم ازم خواسته بود منبع متن زیر رو بنویسم. اول از ابتداش شروع می کنم.

« عن احمد بن سالم، عن محمد بن یحیی بن ضریس، عن محمد بن جعفر، عن نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، عن ابی داود عن عبدالله بن شریک، عن ابی جعفر علیه السلام قال: اقبل ابوبکر و عمر و الزبیر و عبدالرحمن بن عوف، جلسوا بفناء رسول الله صلی الله علیه، و آله فخرج الیهم النبی صلی الله علیه و آله: فجلس الیهم، فانقطع شسعه، فرمی بنعله الی علی بن ابی طالب علیه السلام ثم قال: ان عن یمین الله عروجل، او عن یمین العرش، قوماً منا علی منابر من نور، وجوههم من نور، و ثیابهم من نور، تغش وجوههم ابصار الناظرین دونهم، قال ابوبکر: من هم یا رسول الله؟ فسکت، فقال الزبیر: من هم یا رسول الله؟ فسکت،   فقال عبدالرحمن: من هم یا رسول الله؟ فسکت،  فقال علی علیه السلام: من هم یا رسول الله؟ فقال: هم قوم تحابوا بروح الله علی غیر انساب و لا اموال، اولئک شیعتک و انت امامهم یا علی. »بحار الانوار علامه مجلسی جلد ۶۵ صفحه ی ۱۳۹

ترجمه: « از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و با دمپایی اش اشاره وار به حضرت علی بن ابی طالب (ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی. »

در این باره از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:

« مردی از قم (از اهالی قم؟)، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است. »        کتاب عصر ظهور، تألیف علی کورانی عاملی، ترجمه ی مهدی حقی، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بین الملل وابسته به انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 222.

جابر از امام باقر (ع) روايت مي کند: ((يخرج شاب من بنی هاشم بکفه اليمنی شلل و باتی من خراسان برايات سود  بين يديه شعيب بن صالح يقاتل  اصحاب السفيانی فيهز مهم))                                              

  " الملاحم و الفتن ص52 باب97"

جوانمردي از بني هاشم از خراسان(ايران) قيام مي كند كه بر دست راستش خالي ( نشانه ، خلل و سستي )  است كه با ياران سفياني مي جنگد و آنها را شكست مي دهد.

در مورد شعیب بن صالح هم منابعی هست اما چون خودم هنوز بالای ۹۰ددرصد بهش اطمینان ندارم نه احادیث رو ذکر می کنم نه منبع رو. اگه چیز موثقی با احتمال بالای ۹۰ دیدم میزارم.

فعلا

در پناه دوست

+ نوشته شده در  88/05/17ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

و مردی از قم قیام می کند که مردمانی چون پاره های آهن گرد او جمع می شوند.در این هنگام مردم ایران زمام امور خود را به کسی می دهند از بنی هاشم که با اصرار دیگران و بدون رغبت خود آن را می پذیرد. در آن زمان است که سید خراسانی با پیروان خود قیام کرده و فردی گندم گون از اهالی ری را که محاصن کم پشتی دارد به فرماندهی سپاه خود انتخاب می کند. نشانه ی سید خراسانی را باید در دست راست او یافت. نشانه ای خاص که در هر کسی وجود ندارد. شش سال از انتخاب شعیب بن صالح برای فرماندهی سپاه سید خراسانی می گذرد که در مکه ندای انا المهدی گوش جهانیان را نوازش داده و دل ها را شاد می کند.

امسال نمیه ی شعبان حال و هوای دیگری دارد. دل ها همه در جوش خروش اند و همه دم از انتظار او می زنند. همه مشتاق ظهور او برای مشخص شدن مرز حق و باطلند.

امسال -جمعه- چشمان همه مخلوطی از اشک شوق و غم هجران را به دوش می کشد.

امشب در سر شوری دارم ...

انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم

آقا جان! دل ها بیتاب شماست . تا کی ؟ تا کی؟

می ترسم هجران تو آنقدر طولانی شود که ظرف گناهانمان لبریز گردد و دیگر مارا نپذیری

جان مادرمان زهرا ....

مهدی جان بیا

بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  88/05/15ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

آقای موسوی!

متاسفم

این ها رهبران جریان شما بودند؟!!!

اگر برای حفظ جان بود که مگر خون رهبران نهضت از مردم رنگین تر است.

اما اگر حرف دل بوده پس:

برای شما متاسفم

+ نوشته شده در  88/05/11ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  | 

+ نوشته شده در  88/05/03ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط محمد رسول(صبا)  |